نامه چهل و یکم
اینا رو مینویسم برای تو از خودم از یه زن مادر نشده ی دهه شصتی به دنیا که قدم گذاشتیم جنگ بود پدر ها در جبهه ها با مرگ می جنگیدند مادر ها در خانه ها با زندگی گوش های ما نت های آژیر خطر را خوب میشناخت و ما با همین موسیقی توی کوچه ها لی لی می رقصیدیم مادرانمان جای ایستادن پای آینه در صف های گوشت و برنج کوپنی می ایستادند و آغوششان جای عطرهای فرانسوی بوی غذای گرم می داد و سینه و باسنشان را حاملگی های چهار و پنج و شش باره ، پروتز می کرد. سرخی لبهای مادرانمان را " حرمت خون شهدا " سپید می کرد و سپیدی تنشان را سیاهی چادر ها پنهان به ...
نویسنده :
الی
22:51



